اسكندر بيگ تركمان

845

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سمرقند را چه حد و ياراى آنست كه بمقابله موكب عالى دليرى كرده تاب شكوه پادشاهى داشته باشند عنقريب امام قليخان را بتلافى تقصيرات دست‌آويز خود ساخته به خدمت ميآورند يا معدودى از خايفان او را برداشته به طرف مغلستان فرار مينمايند ولى محمد خان مكررا كسان فرستاد كه بكيفيت و كميت آن لشكر رسيده خبر جزم آوردند و فرستادگان نقل مينمودند كه آن جماعت از نيك و بد ده هزار كس بيش نيستند و خندق در پيش روى خود كنده‌اند ولى محمد خان با امراء كنگاش نموده قرار داد كه چون عدد سپاه اينطرف زياده از جنود مخالف است بىتأمل بر سر ايشان رفته اين قضيه را بنوك ناوك دلدوز و شعلهء تيغ جانسوز بقطع رسانند . در اين اثناء خبر رسيد كه سلاطين زاده‌هاى قزاق كه دو برادر بودند با پنجهزار كس بكومك و امداد پادشاهى ميان بسته متوجه ملازمتند امراء اوزبكيه متفق اللفظ گفتند كه امام قليخان و اتباع او بمعاونت قزاق مستظهر بودند الحال آمدن ايشان به اين طرف موجب يأس و نوميدى ايشان گشته سلك جمعيت آن گروه از اين واقعه پريشان ميكرد و صلاح ديدند كه تا وصول سلاطين زاده‌ها جنگ را موقوف دارند كه بعد از وصول ايشان بدانچه مصلحت باشد عمل شود تا آنكه بحوالى سمرقند رسيده تلاقى فريقين بتقارب انجاميد . در روز چهارشنبه ششم شهر رجب كه ولى محمد خان بمحاربه راسخ گشته مستعد قتال و جدال بود خبر وصول سلاطين زاده رسيده جناب خانى جمعى را باستقبال فرستاد يك برادر با سيصد نفر پيشتر آمده بكورنش عالى رسيد و عرض كرد كه از شوق ملازمت خود بايلغار آمدم و برادرم با لشكر و حشر فردا بملازمت ميرسد . ولى محمد خان او را در آغوش مهربانى كشيده رسم معانقه بجاى آورده اتاليقان عرض كردند كه چون برادر شما [ 598 ] از راه دور بايلغار آمده كوفت راه دارد امروز جنك را در تأخير انداخته با او صحبت دارند كه فردا بتوفيق اللّه مهم ارباب خلاف بفيصل انجامد بنابر آن در آن روز فسخ عزيمت حرب نموده بمجلس آرائى و ترتيب اسباب ضيافت پرداخت و با سلاطين زادهء مذكور و خواص و اتاليقان او صحبت ملوكانه داشت روز ديگر كه پنجشنبه هفتم شهر رجب بود قراولان خبر رسانيدند كه در اردوى امام قليخان شورش و غوغائى عظيم است و لشكريان فوج فوج جبه و يراق بر خود مرتب ساخته سوار ميشوند اگر مهياى قتال شدن وليمحمد خان چه امراء همان تصورات واهى نموده از فرار نمودن خايفان و آمدن ساير لشكريان سخن مىگفتند خان رعايت جانب احتياط كرده جنود موكب عالى را نيز بپوشيدن جبه و يراق مأمور گردانيد و چون سپاه مكمل و مسلح شدند سوار شده ميمنه و نيزه و صفوف آراسته آمادهء حرب و قتال گرديد چون تا غايت هيچكس بنابر كمى لشكر مخالف ميانهء اين دو گروه جنگ احتمال نميداد وليمحمد خان نيز از وفور تهور زياده حسابى از ايشان نميگرفت درين روز ساعت بساعت از انهاى قراولان علامت جمعيت و انبوهى لشكر و داعيه حرب بظهور ميرسيد تزلزل و اختلال در ناصيهء احوال خان پديد آمد و چون مكرر در گفته‌هاى اوزبكيه خلاف ظاهر شد در اينروز بوداق بيك قاجار ملازم محراب خان را كه مرد سپاهى جنگ ديدهء كارآزموده و رفيق خان بود رفيق يكى از اتاليقان خود كرده فرستاد كه آن لشكر را به نظر احتياط درآورده از كيفيت و كميت آن آگاهى بخشند .